_ این یک پست نیست_

آقا خوب بگین فقط ما بو میدیم دیگه....

من خاک پای همه ی شما هستم همتون رو واقعا از ته دل دوست دارم...و واقعا واقعا از ناراحتیتون٬حتی از یه اخم کوچولوتون ناراحت میشم...

از جوی که اخیرا پیش اومد وشاید من هم مقصر بودم معذرت میخوام....

از همه  عطیه٬فرشته٬سالی٬زکیه٬فاطمه٬محدثه٬حانیه ... از همه که از این جو ناراحت شدن....

احتمالا هم همه مسئولیت حذف وبلاگ فرشته روبه گردن من میدونن..مسئولیت اینکه وبلاگی که با این همه اصرار بچه ها دوباره بنا شده بود دوباره حذف بشه.....

مشکل بر میگرده به رک بودن من.اینکه فکر میکنم همه میدونن که اخلاقای من چه جوریه...اینکه همه میدونن من چیزی رو نمیتونم تودلم نگه دارم و باید حرفمو بزنم.

خلاصه من این پست رو فقط برای این گذاشتم که از فرشته عذر بخوام و بخوام ازش که برگرده٬ حداقل به خاطر خواست بچه ها.



خیلی خسته ام...خیلی.خسته از چیزی که نمیدانم چیست.نمیدانم.

دلم میخواد کتاب قیصرو باز کنم...ورق بزنم تا برسم به دردواره ها...

 دردهای من ؛
جامه نیستند /
تا ز تن در آورم
"چامه و چکامه " نیستند /
تا به رشته سخن در آورم
نعره نیستند /
تا ز "نای جان " بر آورم
دردهای من نگفتنی..
درد های من نهفتنی است....


بعدا نوشت(۱):

بعدا نوشت(۲):عاشق آهنگ وب محدثه شدم...

 

 

19. پند سقراط

روزی سقراط ، حکیم معروف یونانی، مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثراست. علت ناراحتیش را پرسید ،پاسخ داد:"در راه که می آمدم یکی از  آشنایان را دیدم.سلام کردم جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذ شت  و رفت و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم." 

سقراط گفت:"چرا رنجیدی؟" مرد با تعجب گفت :"خب معلوم است، چنین رفتاری   ناراحت کننده است."

سقراط پرسید:....

"اگر در راه کسی را می دیدی که به زمین افتاده و از درد وبیماری به خود می پیچد، آیا از دست او دلخور و رنجیده می شدی؟"

مرد گفت:"مسلم است که هرگز دلخور نمی شدم.آدم که از بیمار بودن کسی دلخور نمی شود."

سقراط پرسید:"به جای دلخوری چه احساسی می یافتی و چه می کردی؟"

مرد جواب داد:"احساس دلسوزی و شفقت و سعی می کردم طبیب یا دارویی به او برسانم."

سقراط گفت:"همه ی این کارها را به خاطر آن می کردی که او را بیمار می دانستی،آیا انسان تنها جسمش بیمار می شود؟ و آیا کسی که رفتارش نادرست است،روانش بیمار نیست؟ اگر کسی فکر و روانش سالم باشد،هرگز رفتار بدی از او دیده نمی شود؟ بیماری فکر و روان نامش "غفلت" است و باید به جای دلخوری و رنجش ،نسبت به کسی که بدی می کند و غافل است،دل سوزاند و کمک کرد و به او طبیب روح و داروی جان رساند. پس از دست هیچکس دلخور مشو و کینه به دل مگیر و آرامش خود را هرگز از دست مده و بدان که هر وقت کسی بدی می کند، در آن لحظه بیمار است

18. [تعجب]

«وقتی به ستاره ای که هزاران سال نوری با ما فاصله دارد نگاه می کنیم در حقیقت هزاران سال در تاریخ فضا به عقب برمی میگردیم...آنچه ما می بینیم موج های نوری است که به چشممان می تابد و این امواج نور مدتی طول میکشد تا از خلال فضا بگذرد ٬ مثال بارز این مطلب رعد و برق است... نزدیک ترین کهکشان به راه شیری ما سحابی آندرومده است که ۲ میلیون سال نوری با کهکشان ما فاصله دارد ٬ یعنی ۲ میلیون سال طول میکشد تا نور این کهکشان به ما برسد. بنابراین وقتی به آندرومده در فراز آسمان چشم میدوزیم داریم به ۲ میلیون سال پیش در زمان مینگریم!!!! ... » *

خیلی باحاله ها نه؟؟

* از متن کتاب دنیای سوفی (البته من از برگرفته بر گرفتم یعنی از مجله همشهری جوان نوشتم)


سلاملکم

محدثه پریشب طی یک تصمیم آنی "استخوان خوک و دست های جذامی" مستور رو خوندم...

 منم مثل تو دوستش داشتم...به نظرم واقعا ارزش خوندن رو داشت...همش تقصیر این فرشته و بعدشم مریمه (آبجون) که قبلا نخوندمش دیگه..تازشم (خطاب به فرشته و مریم) من خیلیم فهمیدمش اگه سوالی از توش دارید میتونید بپرسید

در مورد اسم کتاب (خطاب به بچه هایی که نخوندنش) یه جایی از این کتاب نوشته : " (امام علی ع) در صفت دنیا فرمود :به خدا سوگند که دنیای شما در نزد من پست تر و حقیر تر است از استخوان خوکی در دست های جذامی"

حالا ماییم و فکر به اینکه امام کسی نیست که الکی حرفی بزنه و پس منظور امام چیه و حالا چرا خوک و جذامی؟

 راستی اونروز که مدرسه بودم خانم منتظر وداوودی رو دیدم. گفتن فاطمه ن از همتون باوفاتره کلی به ما اس  ام اس میده ! و ما نگفتیم که ایشون فقط با وفاییشون رو به شما نشون دادن ما که ازشون اس ام اسی دریافت نمیکنیم (زود نگی گوشیم قطعه ها ، موضوع بحث همیشه اس)

تازه خانم منتظر گفت از دوستت چه خبر؟گفتم کدومو میگین؟یه جوری که انگار من باید بدونم کیو میگه گفت عطیه دیگه نکنه بعد مدرسه دیگه از همدیگه خبر ندارید؟!!

تازه بحثی هم در مورد عرضه (به ضم ع) دوستان شد واینکه از ریاضیا فقط سالی و خانم شعبانی عرضه داشتن.

راستی حانیه!! شنیدی خانم اسلامی ازدواج کرد(در همین عید فطر) ؟؟

وتازه ایمان زاده ی پسرهم در راه است. (یا شایدم مام بیگی دختر) 

و اینکه اسم دختر ۲ ماهه خانم فروتن "مهرسا " ست.   

خبر اول و سوم کاملا موثق است اما در توثیق!! خبر دوم با اینکه خبرگذاری خودش خیلی مطمئن بود نمیدونم چرا شک دارم

زکیه جان خبری بده تا بدانیم در راستای پیچاندن جلسه ۵ شنبه زنده ات گذاشته اند یا نه!

دامادمون حالش خوب خوب شد

دقت کردید که خیلی زیرپوستی در خلال متن اسم همه رو آوردم؟