38. این چادر من است که زیر پای شماست...

فیلم دست های خالی رو دیدید؟؟

شخصیت اولش حوریه اس.خودش چادریه و پدرش آزاده و شیمیاییه.

شرایطی براش پیش میاد که دستگیر میشه به اتهام قتل! یه جایی از فیلم که مثلا میخوان منتقلش کنن می بینی حوریه چادر سرش نیست :

سرباز(با اشاره به چادر) : قربان لباس متهم رو نمی پوشه...

سروان : خانم ترابی؟؟؟!!!

حوریه : قرار نبود ( این لباس ) لباس متهما باشه . . .


چند وقت پیشا تلویزیون یه خانمی رو نشون میداد ، اول با توجه به چادرش و رو گرفتنش فکر کردم که این خانمه سخنرانی ، عالمی، چیزی باید باشه ... اما یه کم که گذشت از سرش که پایین بود و اصلا صورتش پیدا نبود و البته از حرفاش فهمیدم که نه خیر ... ! خانم با مرد دیگه ای رابطه داشته و همسرش رو به قتل رسونده  و... و...

ازاین صحنه ها کم نمی بینیم !خانم هایی که به دلایل مختلف دستگیر شدن و با چادر نشون داده میشن !!

نمی دونم تاحالا به این مساله فکر کردید یا نه ! که این یک قانونه که متهم باید چادر سرش کنه!!

حرص داره ، نداره؟؟ نظام جمهوری اسلامی و انقدر پایین آوردن حجاب برتر؟؟؟؟؟!!!!

تلویزیون و فیلماش که دیگه بی خیال .... به شخصیت ها دقت کردید؟؟؟ هر چی کلفت و نوکر و بدبخت و دهاتیه چادر سرشه!! نمونه های برعکسش خیلی کمه! خیلی که مثبت اندیش باشی و بشینی فکر کنی میگی لابد به خاطر اینه که از نظر منطقی وقتی مادیات تو زندگی آدما پر رنگ میشه منطقا معنویات کمرنگ میشه! (که البته این قانون در مورد همه صادق نیست ) ولی به نظر شما واقعا همه ی این صحنه هایی که توی فیلم ها میبینیم بر اساس همین منطقه؟؟؟؟؟؟


۱. این یه جور تبانیه که تمام نظراتون خصوصیه؟؟؟؟ و ای کسانی که وبلاگ ندارید آیا نمی اندیشید که من چطوری باید جواب سوالاتتون رو که در نظرات خصوصی پرسیدید بدم؟!!!

۲. یه مهمون دارم... یه مهمون ویژه برای وبلاگم... سیونه هایراپتیان ِ عزیز ِ دل ِ من .دوست جون ارمنی من که قول داده بیاد اینجا و یه کم تو وبم بحث کنیم .<البته یه چیزی رو هم یواشکی بهتون بگما!!! همین سیونه خانم ما از خیلی از ماها مسلمون تره! >

۳. خیلی دورشدم از این فضا!!خیلی دور شدیم از این فضا!! کاش یه کم جمعمون جمع تر بشه!

۵. تیتر این مطلب متعلق به خانم مصطفی زاده است.

6.لینک تقریبا مرتبط (البته با اجازه صاحبش ها)

37. وقتی زمین پاک نباشد...

و زمین پاک ( و آماده ) گیاهش به اذن پروردگارش بر می آید و آنچه پلید و ناپاک است جز اندکی ناچیز و بی ارزش بر نمی آورد (۱) .

صدای قرآن خواندنش که توی کوچه پس کوچه های مدینه می پیچید ، سیل اشک بود که بر گونه های جماعتی جاری میشد (۲)،توی دلشان تند وتند جوانه های ایمان می رویید و میبالید(۳). گروهی به سجده می افتادند از خوف وخشیت ،انگار همه سلول های وجودشان لبریز ذکر میشد ،از درک عظمت آن آیه ها (۴). توی دل بعضی اما فقط خار های نفرت و کینه سر بر می آورد (۵).همین صدای قرآن برای بعضی فقط مایه ی تمسخر و استهزاء بود.جماعتی رو برمیگرداندندو بی تفاوت می گذشتند،انگار گوشهایشان سنگین باشد ، انگار چیز مهمی نشنیده باشند(۶)...

آه از وقت هایی که زمین ، پاک نباشد..


(۱): اعراف ۵۸ 

(۲): واذا سمعوا ما انزل الی الرسول تری اعینهم تفیض من الدمع مما عرفوا من الحق

(۳): انفال ۲                (۴): زمر ۲۳                           (۵): اسراء ۴۱                                (۶)لقمان ۷

36. همه ی همه ی دارایی های من...

 

 

 

الهی داراتر از من کیست که تو دارایی منی . . .

 

 

 

 

آیت الله حسن زاده آملی